دکتر پزشکیان در گفتوگوی تلویزیونی با مردم: برای حل مشکلات باید سراغ اهلش رفت و در هر مقوله به دنبال متخصص آن رشته هستم/به دنبال پزشک حاذق هستم
دکتر مسعود پزشکیان به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت دولت چهاردهم در گفتوگویی تلویزیونی با مردم به سوالاتی درباره آخرین وضعیت کشور نسبت به جنگ و صلح، بازسازی آسیبهای جنگ، اجرای مهمترین طرحهای دولت از کالابرگ، ارتقای نظام آموزشی، پزشک خانواده و نظایر آن پاسخ داد
.
آقای دکتر، چه کسی باید این کار را انجام دهد؟
ما باید این کار را انجام دهیم؛ اما برخی مقررات و قوانین دستوپاگیرند. برای مثال، همان اختیاراتی که در دوران جنگ به استانداران دادیم، پس از جنگ با نامهای از مجلس متوقف شد و اعلام کردند که دیگر نمیتوانید به این شکل عمل کنید.
البته حرف آنها از نظر قانونی درست بود. میگفتند بر اساس اصل 127 قانون اساسی، رئیسجمهور میتواند اختیارات خود را در موضوعی مشخص واگذار کند، اما نمیتواند بهصورت کلی بگوید همه اختیارات واگذار شده است.
در نتیجه، ما موضوعات را مشخص کردیم و گفتیم استانداران در این بندها و زمینههای معین میتوانند تصمیم بگیرند. بالاخره وقتی اختیار میدهم، مسئولیت نهایی آن با من است و من آمادهام پاسخگو باشم؛ اما قوانین تا حدی محدودیت ایجاد میکنند.
اکنون با مجلس همکاری میکنیم تا بتوانیم اختیارات بیشتری به استانداران، استانها و شهرستانها بدهیم؛ البته در چارچوبهایی که هزینه جدیدی ایجاد نکند، هزینهها را کاهش دهد، کیفیت را افزایش دهد و رضایت مردم را بیشتر کند. در چنین شرایطی اختیار میدهم؛ اما نباید اختیاری بدهم که هزینه ایجاد کند، مردم را ناراضی سازد و کیفیت را هم کاهش دهد. این کار نقض غرض است.
وقتی خدمت رهبر عزیزمان بودیم، ایشان نیز این رویکرد را تأیید فرمودند و اکنون در حال کار روی اجرای آن در درون ساختار هستیم.
ما تعداد زیادی شرکت داریم؛ تأمین اجتماعی، بانکها، بیمهها و شرکتهای خصولتی دارای مجموعههای متعددی هستند که برخی از آنها کارآمد عمل نمیکنند. عدهای نیز بر اساس ارتباطات وارد این مجموعهها میشوند و بعد حرفهای دیگری میزنند.
خدمت رهبری عرض کردم «اجازه بدهید مدیرانی را که توانمند نیستند، با مدیران توانمند جایگزین کنیم.» مدیر توانمند به این معنا نیست که یک نفر را بردارم و دوست خودم را جای او بگذارم. مدیر توانمند کسی است که وقتی مسئولیت را میپذیرد، متعهد شود تولید را مثلاً از 10 به 100 برساند. من هم اختیار لازم را به او میدهم تا این کار را انجام دهد.
این موضوع ربطی ندارد که فرد حزباللهی یا غیرحزباللهی است، نماز میخواند یا نمیخواند. من میخواهم کارخانه را درست اداره کند. کسی که مدیریت کارخانه را بر عهده میگیرد، باید تعهد بدهد آن مجموعه را بهرهور کند. اگر نتوانست، نباید در مسئولیت باقی بماند.
در عین حال، باید از این اتهامات در امان باشم که بگویند فرد چپگرا، ضدانقلاب یا دوست خودت را منصوب کردهای. گفتم تیمی برای این کار تعیین کنیم؛ هر افرادی را که شما میفرمایید معرفی کنید، من همانها را منصوب میکنم. اما وقتی مدیران ناکارآمد را تغییر دادیم، دیگر قوه قضائیه، دیوان محاسبات، سازمان بازرسی یا مجلس نگویند چرا این کار را انجام دادید.
آیا اجرای این طرح اکنون آغاز شده است؟
در حال تعریف ساختار آن هستیم. پس از نهاییشدن ساختار نیز باید با قوای دیگر هماهنگ شویم و همه بپذیریم که بنگاهها باید بهصورت مؤثر و کارآمد مدیریت شوند.
من بارها این مثال را زدهام. اگر بیمار شوید، دنبال فردی حزباللهی میگردید یا در جستوجوی پزشکی حاذق هستید؟
دنبال پزشک حاذق میگردم.
پزشک باید بتواند بیماری شما را درست درمان کند. به شما چه مربوط است که آن پزشک نماز میخواند یا نه؟ نمازخواندن، ارتباط میان من و خدا و در مسیر آدمشدن من است.
وقتی میخواهم کارخانهای را اداره کنم، باید آن را بهرهور کنم؛ بهگونهای که مردم راضی باشند، محصول با قیمت و کیفیت مناسب به دستشان برسد و کارکنان کارخانه نیز رضایت داشته باشند. گاهی مجموعه را به افرادی میسپاریم که همه این موارد را به هم میریزند، اما فقط میگوییم این فرد چپگرا یا راستگرا، مسلمان یا حزباللهی است. کجای دین و مذهب گفته است که باید اینگونه عمل کنیم؟
اگر همین مسائل را اصلاح کنیم، تابآوری کشور افزایش پیدا میکند و مشکلات مردم حل میشود. این موضوع به جناحبندیها ارتباطی ندارد. مهم نیست فرد چپگرا یا راستگراست؛ باید به هر ایرانی توانمندی میدان و بستر بدهیم و اجازه دهیم کارش را انجام دهد.
کافی است همین نگاه را در جامعه اجرا کنیم. در آن صورت، همه مردم ایران بر اساس توانمندیهایشان مسئولیت میگیرند. ممکن است فردی عضو حزب من یا حزب دیگری نباشد یا در قالب مذهبی مورد نظر من قرار نگیرد؛ چه ارتباطی دارد؟ من میخواهم کارخانه درست اداره شود.
کسی که هواپیما را به پرواز درمیآورد، باید این کار را بلد باشد. اگر فردی از میان خود ما مهارت لازم را ندارد، نباید اجازه دهیم هواپیما را به آسمان ببرد. هواپیماهایی که سوار میشویم و با آنها به خارج سفر میکنیم، خلبانان خارجی دارند. ممکن است هیچکدام نماز نخوانند یا حتی با ما دشمن باشند. اگر این معیار را دارید، پس اصلاً سوار هواپیما نشوید! مسئله اینگونه نیست و باید نگاهمان را اصلاح کنیم.
خداوند میفرماید «إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها». خدا امر میکند که امانتها را به اهلشان بسپارید.
هنگامی که رسول خدا، صلی الله علیه و آله و سلم، مکه را فتح کردند و بتها را شکستند، کلید کعبه را دوباره به همان فردی دادند که پیش از آن کلیددار کعبه بود و این آیه را خواندند «إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها.»
امانت را باید به اهلش سپرد. اقتصاد اهل خود را دارد، صنعت اهل خود را دارد و مدیریت نیز اهل خود را دارد. مدیریت این نیست که مرا کنار بگذارند و فرد مورد نظر خودشان را جای من منصوب کنند؛ این مدیریت نیست و نقض غرض است. مدیریت، علم است.
خداوند میفرماید «وإذ ابتلى إبراهيم ربه بكلمات فأتمهن قال إني جاعلك للناس إماما». خداوند پس از آنکه حضرت ابراهیم، علیهالسلام، از آزمونها عبور کرد، فرمود من تو را امام مردم قرار میدهم.
من هیچیک از این مراحل را طی نکردهام، اما ناگهان رئیس یا مدیرکل یک مجموعه پتروشیمی میشوم! من چه ارتباطی با پتروشیمی دارم؟ چرا باید مسئول کشاورزی شوم؟ ممکن است مطالبی درباره این حوزهها بدانم، اما میان دانش من و دانش فردی که در آن حوزه متخصص است، از زمین تا آسمان فاصله وجود دارد.
- نویسنده : حمیدرضا رحیم زاده
- منبع خبر : ریاست جمهوری















Thursday, 1 October , 2026
18 ربیعالثانی 1448