الناز عظیمی نوسنده و شاعر : علاقه ای به دیده شدن بعنوان شهرت ندارم ، اما دوست دارم آثارم مورد توجه مخاطب باشد .
الناز عظیمی ، شاعر و نویسنده جوان که در دومین دهه فعالیت هنری اش با یک کتاب مصور در حوزه محیط زیست و کودک برگ جدیدی از فعالیت هنری خود را ثبت می کند .
آنچه خواهید خواند مصاحبه اختصاصی پایگاه خبری موج برنا است که با این شاعر و نویسنده جوان با قلم سمیه عظیمی انجام شده است .
۹
🎤 الناز عظیمی را چطور معرفی میکنید و چه شد که وارد دنیای نویسندگی شدید؟
من هم مثل همه علاقمندان به نوشتن از کودکی و با نجوا و لالایی های مادرم ، روایتها و قصه ها علاقمند به مطالعه شدم و انشا و نوشتن هم استقبال می کردم .
از سال ۱۳۸۹ بهصورت جدی نوشتن رو شروع کردم . پاورقی ها و متن هایی که می نوشتم و حمایتهای که از نوشته هایم می شد ترغیب به ادامه کار شد . رفته رفته جدی تر شد و در بین سبکهای مختلف ، بیشتر شعر و رمان مینوشتم و بعد از چندی آزمون و خطا ، اولین کتاب شعرم هم سال ۹۳ منتشر شد.
🎤 اولین کتاب شما شعر و نظم بوده و حالا نثر را انتخاب کرده اید !؟ دلیلی برای تغییر حوزه و گروه سنی داشته اید ؟
نوشتن همیشه بخش مهمی از زندگی من بوده، ولی به مرور مسیرم تغییر کرد و از حدود سال ۱۴۰۰ بیشتر به دنیای کودکان علاقهمند شدم. البته تجربه کار با بچهها در زمینه نقاشی، قصهگویی، کتابخوانی و در ادامه موسیقی کودک باعث شد نگاه تازهای به دنیای کودک پیدا کنم و کمکم نوشتن برای کودکان به دغدغه اصلی من تبدیل شد.
🎤 برگردیم به اولین اثر شما ، اولین کتاب شما که مجموعه شعر بود، چه حالوهوایی داشت؟
اولین کتابم برای من بیشتر از اینکه فقط یک کتاب باشه، حاصل چند سال علاقه و تجربه در نوشتن بود. در آن زمان نگاه من به شعر و ادبیات با امروز متفاوت بود و طبیعتاً خودم هم بهعنوان نویسنده در ابتدای مسیر بودم. انتشار اون کتاب برای من تجربه مهمی بود، چون برای اولین بار نوشتههام از دنیای شخصی خودم خارج شدن و به دست مخاطب رسیدند .

🎤 از سال ۱۳۸۹ تا امروز، مسیر نویسندگی شما چقدر تغییر کرده است؟
خیلی زیاد ؛ اجازه بفرمایید این طور بگویم که هنر دنیای بزرگ و عجیبی است ، دنیایی که برای یادگیری پایان ندارد و من هم خیلی زیاد تغییر در خودم احساس می کنم . فکر میکنم هر نویسندهای با گذشت زمان تغییر میکند ، چون پخته تر می شود و بنده هم مستثنی نیستم و معتقدم ، من هم در این سالها هم از نظر نوشتن و هم از نظر نگاه به مخاطب تغییر کردم. سالهای اول بیشتر مینوشتم چون خودِ نوشتن برام لذتبخش بود، اما امروز بیشتر به این فکر میکنم که چیزی که مینویسم قراره چه اثری روی مخاطب بذاره؛ مخصوصاً وقتی مخاطب من کودک باشه.
🎤 چه شد که از شعر و رمان به سمت نوشتن قصه برای کودکان رفتید؟
فکر میکنم کمکم اتفاق افتاد. از حدود سال ۱۴۰۰ بیشتر به دنیای کودک علاقهمند شدم؛ در دورههای قصهگویی و قصهخوانی شرکت کردم، دورههای موسیقی کودک رو گذروندم و کمکم این حوزه تبدیل به یکی از دغدغههای اصلی من شد. بعد از تجربه کار با کودکان، ایدههای زیادی برای قصه به ذهنم رسید و کمکم نوشتن برای بچهها برام جدیتر شد.
🎤 همانطور که گفتید کودکی دنیای بزرگ و عجیبی است و کار با کودکان و تجربههایی مثل قصهگویی، نقاشی و موسیقی کودک چه تأثیری روی نویسندگی شما گذاشت؟
خیلی زیاد. این تجربهها باعث شد دنیای کودک رو بهتر بشناسم و بفهمم چه چیزهایی براشون جذابه. قصهگویی و موسیقی کمکم کرد ریتم و زبان کودک رو بیشتر بشناسم و ارتباط نزدیکتر با بچهها باعث شد موقع نوشتن، بیشتر از زاویه نگاه خودشون به داستان فکر کنم.
🎤 چه چیزی در دنیای کودکان برایتان جذاب است؟
صداقت و نگاه متفاوتشون به دنیاست. بچهها هنوز خیلی از چیزهایی رو که ما بزرگسالها عادی فرض میکنیم، با تعجب نگاه میکنن. برای من جذابه که بتونم از زاویه نگاه اونها به دنیا نگاه کنم و داستانی بسازم که براشون قابل لمس باشه.
۷. ایده کتاب جدیدتان از کجا آمد و بعد از چند مرحله پردازش به این اجماع رسیدید ؟
ایدهاش از یک دغدغهای شروع شد که مدتی توی ذهنم بود. دوست داشتم درباره این موضوع با کودک حرف بزنم، اما نه به شکل مستقیم و آموزشی. کمکم این دغدغه تبدیل به یک قصه شد و فکر می کنم تاثیر گذار هم باشد .
🎤 شاید اساسا این سوال غلط باشه اما کتاب جدید چه تفاوتی با کتاب شعر اولتان دارد؟
تفاوت خیلی زیادی داره. کتاب اولم مربوط به سالهای ابتدایی مسیر نویسندگی منه و شعر قالب اصلی اون بود، اما کتاب جدید حاصل تجربه سالهای بعد و بهخصوص تجربه من در ارتباط با کودکه. احساس میکنم توی کتاب جدید بیشتر از گذشته به مخاطب، تصویرسازی، داستان و تأثیری که قصه میتونه روی کودک بذاره فکر کردم.
🎤دوست داشتید کودک بعد از خواندن کتاب شما چه حسی داشته باشد؟
بیشتر از هر چیز دوست داشتم با قصه همراه بشه و از خوندنش لذت ببره. اگر در کنارش چیزی هم ذهنش رو درگیر کنه یا باعث بشه کمی بیشتر به موضوع داستان فکر کنه، برای من خیلی ارزشمندتر خواهد بود .
🎤 شخصیتهای کتاب جدیدتان چطور شکل گرفتند؟
بخشی از شخصیتها از همون ابتدا توی ذهنم بودن و بخشی هم در جریان نوشتن شکل گرفتن. معمولاً وقتی یه ایده رو شروع میکنم، شخصیتها کمکم هویت خودشون رو پیدا میکنن و حتی گاهی رفتار اونها باعث میشه مسیر داستان تغییر کنه.
🎤سختترین بخش نوشتن کتاب چه بود؟
به نظرم سختترین قسمت، ساده نوشتن بود. نوشتن برای کودک به این معنی نیست که فقط از کلمات ساده استفاده کنیم. باید بتونیم یه مفهوم رو بدون پیچیده کردن، ولی در عین حال بدون سطحی شدن، روایت کنیم. پیدا کردن همین تعادل برای من چالشبرانگیز بود.

🎤 روند انتشار کتاب جدید چطور بود؟
برای من انتشار کتاب فقط تموم شدن نوشتن نبود. بعد از نوشتن، مراحل ویرایش، آمادهسازی، تصویرسازی، طراحی و چاپ هم وجود داشت و هرکدوم چالشهای خودشون رو داشتن. در نهایت وقتی کتاب چاپ شد و اون رو توی قفسه کتاب دیدم، حس خیلی خوبی داشتم؛ چون چیزی که مدتها فقط توی ذهن و روی کاغذ بود، حالا تبدیل به یه کتاب واقعی شده بود.
۱۳ . کتاب اول و کتاب جدیدتان چه جایگاهی در مسیرتان دارند؟
کتاب اول برای من شروع یه مسیر بود و کتاب جدید ادامه همون مسیر، اما با تجربهای متفاوت. اگر کتاب اول نشوندهنده علاقه و اشتیاق من به نوشتن بود، کتاب جدید بیشتر نشوندهنده مسیریه که امروز انتخاب کردم؛ یعنی نوشتن برای کودکان.
🎤 برای آینده چه برنامهای دارید؟ دوست دارید مسیر نویسندگیتون رو چطور ادامه بدید؟
دوست دارم نوشتن برای بچهها رو جدیتر ادامه بدم. ایدههای زیادی برای قصه دارم و دوست دارم کمکم اونها رو به کتاب تبدیل کنم. در کنار نوشتن هم دوست دارم همچنان با دنیای بچهها در ارتباط باشم، چون فکر میکنم برای نوشتن قصههای خوب، باید این دنیا رو همچنان بشناسم.
🎤در پایان، دوست دارید از کسی تشکر کنید؟
دوست دارم از همسرم تشکر کنم که همیشه اولین مشوق من برای نوشتن برای کودکان بوده و من رو به ادامه این مسیر تشویق کرده.
از مادرم هم که همیشه حامی و دلگرمی من در مسیر نوشتن بوده.
و از دخترم که با اینکه هنوز کوچیکه، همیشه مثل یه رفیق کنارم بوده و در این مسیر همراهیم کرده. ❤️
🎤بعنوان آخرین سوال ، مهمترین آرزوی شما چیست ؟
علاقه ای به دیدن شدن به معنا شهرت ندارم ، اما دوست دارم آثارم روز به روز مورد توجه و پسند قرار بگیرد و تاثیر گذار باشد و مخاطب خاص خودش را پیدا کند .
ادبیات ما مثل سرزمین ما ریشه ای کهن دارد و من آرزو دارم جایگاه حقیقی خود را کسب کند .
- نویسنده : سمیه عظیمی
- منبع خبر : اختصاص موج برنا















Wednesday, 30 September , 2026
17 ربیعالثانی 1448