دکتر پزشکیان در گفت‌وگوی تلویزیونی با مردم : اگر به وحدت برسیم و دست‌به‌دست یکدیگر بدهیم، هیچ مشکلی وجود ندارد که نتوانیم آن را حل کنیم.

دکتر پزشکیان در گفت‌وگوی تلویزیونی با مردم :
اگر به وحدت برسیم و دست‌به‌دست یکدیگر بدهیم، هیچ مشکلی وجود ندارد که نتوانیم آن را حل کنیم/مسئله اصلی، باور به اتحاد است.

دکتر مسعود پزشکیان به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت دولت چهاردهم در گفت‌وگویی تلویزیونی با مردم به سوالاتی درباره آخرین وضعیت کشور نسبت به جنگ و صلح، بازسازی آسیب‌های جنگ، اجرای مهمترین طرح‌های دولت از کالابرگ، ارتقای نظام آموزشی، پزشک خانواده و نظایر آن پاسخ داد.

دکتر مسعود پزشکیان به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت دولت چهاردهم در گفت‌وگویی تلویزیونی با مردم به سوالاتی درباره آخرین وضعیت کشور نسبت به جنگ و صلح، بازسازی آسیب‌های جنگ، اجرای مهمترین طرح‌های دولت از کالابرگ، ارتقای نظام آموزشی، پزشک خانواده و نظایر آن پاسخ داد.

امروز تحقق کدام‌یک از وعده‌های انتخاباتی خود را دشوارتر از دیگر وعده‌ها می‌دانید؟

اصل همه وعده‌هایی که مطرح کردم، وحدت و انسجام است. اگر وحدت و انسجام داشته باشیم، می‌توانیم بقیه مسائل را حل کنیم و تحقق هیچ‌کدام از وعده‌ها دشوار نخواهد بود.

اگر به وحدت برسیم و دست‌به‌دست یکدیگر بدهیم، هیچ مشکلی وجود ندارد که نتوانیم آن را حل کنیم.

اگر قرار باشد یکی از تصمیم‌های دولت شما در تاریخ ماندگار شود و بگویند این اتفاق مرهون دولت آقای پزشکیان بوده است، دوست دارید آن تصمیم یا اتفاق چه باشد؟

کریدورها، محله‌محوری، واگذاری اختیارات، اصلاح مدیریت و سپردن کار به کاردان؛ یعنی همان اصلی که خداوند می‌فرماید «إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها».

باید از گزینش‌های جناحی و گروهی دست برداریم و کار را به کاردان بسپاریم. در نتیجه، هدف باید انجام درست کار باشد.

خداوند درباره روز قیامت می‌فرماید «اليوم نختم على أفواههم وتكلمنا أيديهم وتشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون». روز قیامت اجازه نمی‌دهند حرف بزنیم؛ بلکه می‌پرسند چه کاری انجام داده‌ایم. آنچه از ما خواهند پرسید این است که چه کردیم.

آیات دیگری نیز وجود دارد که در دوران جوانی و دانشجویی، وقتی شوروشوق زیادی داشتیم، آن‌ها را می‌خواندیم، «إن الذين توفاهم الملائكة ظالمي أنفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنا مستضعفين في الأرض قالوا ألم تكن أرض الله واسعة فتهاجروا فيها فأولئك مأواهم جهنم وساءت مصيرا. إلا المستضعفين من الرجال والنساء والولدان لا يستطيعون حيلة ولا يهتدون سبيلا. فأولئك عسى الله أن يعفو عنهم وكان الله عفوا غفورا». هنگامی که انسان از دنیا می‌رود، فرشتگان مرگ از او نمی‌پرسند نماز خواندی یا نخواندی؛ می‌پرسند در چه وضعیتی بودی و چه کردی؟ انسان می‌گوید ما در زمین مستضعف بودیم. به او می‌گویند مگر زمین خدا وسیع نبود؟ چه کسی گفته بود باید در ضعف باقی بمانی؟

قرآن می‌فرماید جایگاه چنین افرادی جهنم است و چه بد سرانجامی است؛ مگر مستضعفانی از مردان، زنان و کودکان که واقعاً توان و راهی برای رهایی ندارند. یعنی کسی که واقعاً ناتوان است؛ برای مثال نابینا، زمین‌گیر یا سالمند است و نمی‌تواند کاری انجام دهد. تازه درباره همین افراد نیز می‌فرماید شاید خداوند آنان را ببخشد.

بنابراین، قرار نیست اگر من پیر باشم، درگیر جنگ باشم یا بگویم نمی‌توانم کاری انجام دهم، حتماً خداوند از من بگذرد. از ما خواهند پرسید در شرایطی که داشتیم، چه کاری انجام دادیم.

آقای دکتر، غیر از قرآن و نهج‌البلاغه، کتاب دیگری هم مطالعه می‌کنید؟

تا دلتان بخواهد. فکر می‌کنید همه حرف‌هایی که می‌زنم، فقط از همین منابع است؟

آخرین کتابی که مطالعه کردید، چه بود؟

آخرین کتابی که خواندم «فراجامعه» نویسنده آمریکایی بود.

مگر می‌شود کتاب نخواند؟ باید تجربه‌ها، تاریخ، فرهنگ‌ها و شیوه‌های مختلف مدیریت را مطالعه کرد. برای حرف‌هایی که می‌زنم، شواهد علمی دارم و این‌گونه نیست که از خودم سخن بگویم.

آماده‌ام با همه عزیزانی که می‌گویند طرحی دارند، گفت‌وگو کنم. به آن‌ها می‌گویم بیایید این کار را انجام دهید؛ زیرا برای این موضوعات مستندات علمی وجود دارد و نیازی به دعوا نیست.

سؤال پایانی را از محضر جناب‌عالی مطرح می‌کنم: پیش از رسیدن به ریاست‌جمهوری، کدام مسئله را ساده‌تر از آنچه واقعاً بود تصور می‌کردید؟

من اصلاً به این فکر نمی‌کردم که رئیس‌جمهور شوم. بیشتر به این فکر بودم که کاری کنیم مردم به صحنه بیایند؛ زیرا دشمن پس از اتفاقاتی که در سال 1401 رخ داده بود، شعار «نه به نظام و نه به جمهوری اسلامی» را مطرح می‌کرد و تلاش داشت حضور مردم را کم‌رنگ کند.

فکر کردم می‌توانیم مردم را به صحنه بیاوریم. وارد میدان شدیم و مردم نیز رأی دادند. اکنون آنچه در ذهن ماست، این است که می‌توانیم با کمک یکدیگر کشور را درست کنیم.

من به‌تنهایی نمی‌توانم کشور را درست کنم؛ اما ما می‌توانیم. اگر این موضوع را باور کنیم و دست‌به‌دست یکدیگر بدهیم، کشور را درست خواهیم کرد.

اتحاد، اتحاد، اتحاد؛ مسئله اصلی، باور به اتحاد است.

آقای دکتر قالیباف در انتخابات نامزد بود. به من می‌گفتند برو و این‌گونه علیه او حرف بزن، اما من این کار را نکردم. آقای دکتر زاکانی نیز مطالبی مطرح کرد که خودتان دیدید، ولی من پاسخی ندادم که حرمت میان ما شکسته شود.

اکنون همه این افراد واقعاً به من کمک می‌کنند و از آن‌ها تشکر می‌کنم. آقای همتی در دوره‌ای نامزد انتخابات بود،
آقای دکتر عارف نیز در دوره‌ای نامزد بود، آقای دکتر لاریجانی خداوند روحشان را شاد کند نامزد بودند، آقای محسن رضایی و آقای پورمحمدی نیز نامزد انتخابات بودند.

به همه این افراد می‌گوییم بیایید و به ما کمک کنید. دستشان باز است و هر کمکی که می‌توانند، انجام دهند. ما با کمک یکدیگر می‌توانیم کشور را درست کنیم و لزومی ندارد با هم دعوا کنیم.

من ایرادهایی دارم و شما هم ایرادهایی دارید. لازم نیست فقط ایرادهای یکدیگر را پیدا کنیم. می‌توانیم به‌جای گیر‌دادن به هم، به یکدیگر کمک کنیم و نواقص هم را برطرف کنیم؛ نه اینکه عیب‌ها را بزرگ کنیم و یکدیگر را تخریب کنیم.

اگر با هم باشیم، هیچ مشکلی وجود ندارد که نتوانیم آن را حل کنیم؛ اما اگر با یکدیگر دعوا کنیم، حتی پیمودن ساده‌ترین مسیرها نیز ممکن نخواهد بود. خداوند می‌فرماید «ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم». با یکدیگر نزاع نکنید؛ زیرا قدرت و توانتان از بین می‌رود.

اگر تاکنون مانده‌ایم، به برکت مردم و وحدت و انسجام‌مان بوده است. در آینده نیز زمانی خواهیم ماند که با مردم باشیم؛ اگر با مردم نباشیم، باقی نخواهیم ماند.

در نتیجه، تمام وجود، ذهن و فکر ما با مردم است. خدا کمک کند که در برابر مردم عزیزمان شرمنده نشویم.

  • نویسنده : حمیدرضا رحیم زاده
  • منبع خبر : ریاست جمهوری