سه شنبه 21 آبان 1398        پایگاه خبری موج برنا

میلاد پیامبر مهربانیها و صادق آل محمد بر مسلمان جهان مبارک باد .

 

ربیع الاول به معنای واقعی بهاری است که عالم را منور و متحول کرد ،

ماهی که خاتم الانبیا محمد رسول الله (ص) در آن متولد شد تا آخرین فرستاده

خدا باشد و حجت را برای اهل زمین تمام کند و سر آغاز  دوباره در عالم و

سیع خدا و خداشناسی باشد .

 

 

یادداشت سردبیر موج برنا - ربیع الاول به معنای واقعی بهار است ، بهاری که عالم را منور و متحول کرد ، ماهی که خاتم الانبیا محمد رسول الله (ص) در آن متولد شد تا آخرین فرستاده خدا باشد و حجت را برای اهل زمین تمام کند و سر آغاز  دوباره در عالم وسیع خدا و خداشناسی باشد . فرستاده ای عیسی بن مریم هم نوید ظهور چنین فرستاده و پیامبری را داده بود .

نام مبارکش :  محمد بن عبد الله و كنيه حضرت محمد (ص): ابوالقاسم و ابوابراهيم.

حضرت محمد (ص) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» ناميده شده است. آمنه ، دختر وهب ، مادر حضرت محمد (ص) پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» ناميده بود.

القاب محمدبن عبدالله

ایشان قبل از اینکه فرستاده خدا باشند فردی امین و امانت دار بودند و از همین رو به " محمد امين " ملقب شدند و دیگر القاب ایشان : امّى ، خاتم ، مزّمل ، مدّثر، نذير، بشير، مبين ، كريم ، نور، رحمت ، نعمت ، شاهد ، مبشّر ، منذر، مذكّر، يس ، طه‏ و رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، ...بوده است که بسیاری از این القاب پس از مبعث به ایشان داده شده است .

 

تاريخ ولادت حضرت محمد (ص):

محمد بن عبدالله  در هفدهمین روز از ربیع الاول و در آدینه ای در مكه معظمه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى) در عام الفيل برابر با سال 570 ميلادى (به روايت شيعه) به دنیا آمدند . بيشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانسته ‏اند که این مسئله پس از پیروزی انقلاب موجب شد تا هفته وحدت نام گیرد تا مسلمین اعم از شیعه و سنی این عید سعید را جشن و سرور بپردازند .

اما عام الفيل چه سالی است ؟

عام الفیل ، همان سالى است كه ابرهه ، با چندين هزار مرد جنگى از يمن به مكه يورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ويران سازد و همگان را به مذهب مسيحيت وادار سازد؛ اما او و سپاهيانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابيل مواجه شده ، به هلاكت رسيدند واز رسیدن به اهداف شوم خويش ناکام ماندند .

این واقعه از نظر مورخین و محققین آن زمان با تحلیل یک رویداد بزرگ نام گرفت و آنان چون سوار بر فيل بودند ، آن سال به سال فيل (عام الفيل) معروف گشت.

نسب پدرى حضرت محمد (ص):

عبدالله بن عبدالمطلب (شيبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قريش) بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.

از حضرت محمد (ص) روايت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسيد، همان جا نگاه داريد و از آن بالاتر نرويد. اما مورخین در كتاب‏هاى تاريخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است كه فاصله بين عدنان تا حضرت اسماعيل، فرزند ابراهيم خليل الرحمن(ع) به هفت پشت مى‏ رسد.

مادر بزرگوارحضرت محمد (ص):

آمنه، دختر وهب بن عبد مناف ، اين بانوى جليل القدر، در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريشى، كم‏ نظير و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روايتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏ایشان ، ام ايمن جهت ديدار با اقوام خويش عازم يثرب (مدينه) شده بود، در مكانى به نام «ابواء» بدرود حيات گفت و در همان جا مدفون گشت.

و چون عبدالله ، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روايتى هفت ماه) پيش از ولادت فرزندش از دنيا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدبزرگوارشان ، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثويبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شير دهد و از او نگه‏دارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حليمه ، دختر عبدالله بن حارث سعديه واگذار كرد. حليمه گرچه دايه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد.

 

 

همسران حضرت محمد (ص):

خديجه بنت خويلد ، سوده بنت زمعه ، عايشه بنت ابى بكر ، امّ شريك بنت دودان ، حفصه بنت عمر ، ام حبيبه بنت ابى سفيان ، امّ سلمه بنت عاتكه ، زينب بنت جحش ، زينب بنت خزيمه ، ميمونه بنت حارث ، جويريه بنت حارث ، صفيّه بنت حىّ بن اخطب.

نخستين زنى كه افتخار همسرى حضرت محمد (ص) را يافت، خديجه بنت خويلد بود. حضرت محمّد(ص) پيش از رسيدن به مقام رسالت، در سن 25 سالگى با اين بانوى بزرگوار ازدواج نمود.

خديجه كبرى (س) با موقعيت و اموال خويش، خدمات شايانى به پيامبر اكرم(ص) در اظهار رسالتش كرد. اين بانوى بزرگ، از افتخارات زنان عالم است و در رديف بانوان قدسى، همانند مريم و آسيه، قرار دارد. حضرت محمد (ص) به احترام خديجه كبرى (س) تا هنگامى كه وى زنده بود، با هيچ زن ديگرى ازدواج نكرد. همو بود كه دردها و رنج‏هاى پيامبر(ص) را، كه سران شرك و كفر متوجه آن حضرت مى‏ كردند، تسلّى داده و او را در رسالت و نبوتش يارى می‏داد.

خديجه كبرى(س) به خاطر مقام و منزلتى كه در اسلام به دست آورده بود، مورد لطف و عنايت مخصوص پروردگار جهانيان قرار گرفت. به همين جهت روزى جبرئيل امين به محضر پيامبر اكرم(ص) شرفياب شد و گفت: اى محمد! سلام خدا را به همسرت خديجه برسان.

 پيامبر اكرم(ص) به همسرش فرمود: اى خديجه! جبرئيل امين از جانب خداوند متعال به تو سلام مى ‏رساند. خديجه گفت: «اللّه السّلام و منه السّلام و على جبرئيل السّلام».

حضرت خديجه (س) در ايام همسرى با حضرت محمد (ص) از احترام ويژه رسول‏ خدا(ص) برخوردار بود و پيامبر(ص) نيز همسرى مهربان و وفادار براى او بود. آن حضرت پس از وفات خديجه (در رمضان سال دهم بعثت) همواره از او به نيكى ياد می‏ كردند.

از عايشه، سومين همسر حضرت محمد (ص)، روايت شده است:

«كانَ رَسُولُ اللّهِ(ص) لايَكادُ يَخْرُجُ مِنَ الْبَيْتِ حَتّى يَذْكُرَ خَديجَةَ فَيَحْسَنُ الثَّناءِ عَلَيْها، فَذَكَرها يَوْماً مِنَ الْاَيّامِ فَادْرَكَتْني الْغَيْرةَ، فَقُلْتُ: هَلْ كانَتْ اِلاّ عَجُوزاً وَقَدْ اَبْدَلَكَ اللّهُ خَيْراً مِنْها، فَغَضَبَ حَتّى‏ اهْتَزَّ مَقْدَمُ شَعْرِهِ مِنَ الغَضَبِ‏. (1)

حضرت محمد (ص) هيچ‏گاه از خانه بيرون نمی ‏رفت مگر اين كه يادى از خديجه مى‏ كرد و از او به نيكى نام مى‏ برد. يك روز كه حضرت محمد (ص) از خديجه (س) ياد كرده و خوبى‏هاى او را بيان می كرد، غيرت زنانگى بر من غالب شد و به پيامبر(ص) گفتم: آيا او يك پيرزن بيشتر بود و حال آن كه خداوند بهتر از آن (يعنى عايشه) را به تو داده است؟ پيامبر اكرم(ص) از اين گفتار من، خشمگين شد، به طورى كه موهاى جلوى سرش از شدت خشم به حركت درآمد.

فرزندان حضرت محمد (ص):

الف) پسران حضرت محمد (ص):

1. قاسم. او پيش از بعثت پيامبر اكرم(ص) تولد يافت. از اين رو پيامبر(ص) را ابوالقاسم ناميدند.

2. عبدالله. اين كودك چون پس از بعثت به دنيا آمده بود، وى را «طيّب» و «طاهر» مى‏گفتند.

3. ابراهيم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات يافت.

 عبدالله و قاسم از خديجه كبرى (س) و ابراهيم از ماريه قبطيه متولد شدند. وهرسه آنان در سنين كودكى از دنيا رفتند.

ب) دختران حضرت محمد (ص):

1. زينب (س). 2. رقيه (س). 3. ام كلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).

دختران حضرت محمد (ص) همگى از حضرت خديجه(س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(ص) جز فاطمه زهرا (س) پيش از رحلت آن حضرت، از دنيا رفته بودند. تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(س)، آخرين دختر وى بود. اين بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسان‏ها و مورد تقديس و تكريم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطين و امّ الأئمة المعصومين(ع) است.

 گرچه پيامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خويش علاقه‏ مند بود، اما در ميان همسرانش بيش از همه ، به خديجه كبرى (س) و در ميان فرزندانش بيش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏ مند بوده و اظهار محبت و لطف می فرمود.

آغاز بعثت حضرت محمد (ص):

مدت رسالت و زمامدارى حضرت محمد (ص): شروع رسالت حضرت محمد (ص) از 27 رجب سال چهلم عام الفيل (610 ميلادى) ، و در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بودند ، ایشان تا 28 صفر سال يازدهم هجرى ، كه رحلت فرمودند ، به مدت 23 سال عهده‏ دار امر رسالت و نبوت بود. حضرت محمد (ص)  علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدينه طيبه بر عهده داشت ، گرچه رسالت ایشان برهمه مسجل شده بود ، اما طی این سالیان با مصائب و مشکلات فراوانی دست به گریبان بودند .

محمدامین که در زمان جاهلیت عرب به دنیا آمده بود و از جهل و نادانی آنها بسیار خسته شده بود و نصایح او در گوش تجار عرب افاقه نمی کرد روزهای زیادی را طی  سالها در غار حرا به عبادت می پرداخت ، اما محمد امين ( ص ) در یکی از این گوشه نشینی های تحولی را برای عالم رقم زد ، قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و نياز با آفريننده جهان مي پرداخت و در عالم خواب رؤياهايی مي ديد راستين و برابر با عالم واقع . روح بزرگش برای پذيرش وحی ، آهسته ، آهسته  مهیا می شد .

درآن شب خاص و البته  بزرگ جبرئيل فرشته وحی مأمور شد تا آياتی از قرآن را بر محمد ( ص ) بخواند و او را به مقام پيامبری مفتخر سازد . سن محمد ( ص ) در اين هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهايی و توجه خاص به خالق يگانه جهان جبرئيل از محمد ( ص ) خواست اين آيات را بخواند : " اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی  علم بالقلم . علم الانسان ما لم يعلم " . جبرئیل گفت بخوان ، حضرت محمد (ص) گفت : من امی هستم ، سواد خواندن ندارم  ، سپس جبرئدل گفت : بخوان :  بخوان به نام پروردگارت که آفريد . او انسان را از خون بسته خلق کرد . بخوان به نام پروردگارت که گرامی تر و بزرگتر است . خدايی که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمی دانست .

زندگی نامه حضرت محمد (ص)

حضرت محمد (ص) - از آنجا که امی و درس ناخوانده بود - گفت : من توانايی  خواندن ندارم . فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که " لوح " را بخواند . اما همان جواب را شنيد - در دفعه سوم - محمد ( ص ) احساس کرد مي تواند " لوحی " را که در دست جبرئيل است بخواند . اين آيات سرآغاز مأموريت بسيار توانفرسا و مشکلش بود .

جبرئيل مأموريت خود را انجام داد و محمد ( ص ) نيز از کوه حرا پايين آمد و به سوی خانه خديجه رفت . سرگذشت خود را برای همسر مهربانش باز گفت . خديجه دانست که مأموريت بزرگ " محمد " آغاز شده است . او را دلداری و دلگرمی داد و گفت : " بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمي دارد زيرا تو نسبت به خانواده و بستگانت مهربان هستی و به بينوايان کمک مي کنی و ستمديدگان را ياری مي نمايی " . سپس محمد ( ص ) گفت : " مرابپوشان " خديجه او را پوشاند .

حضرت محمد (ص) اندکی به خواب رفت . خديجه نزد " ورقة بن نوفل " عمو زاده اش که از دانايان عرب بود رفت ، و سرگذشت محمد ( ص ) را به او گفت . ورقه در جواب دختر عموی خود چنين گفت : آنچه برای محمد ( ص ) پيش آمده است آغاز پيغمبری  است و " ناموس بزرگ " رسالت بر او فرود مي آيد . خديجه با دلگرمی به خانه برگشت .

معراج حضرت محمد (ص):

پيش از هجرت به مدينه که در ماه ربيع الاول سال سيزدهم بعثت اتفاق افتاد، دو واقعه در زندگی حضرت محمد (ص) پيش آمد که به ذکر مختصری از آن مي پردازيم : در سال دهم بعثت "معراج " پيغمبر اکرم (ص ) اتفاق افتاد و آن سفری بود که به امر خداوند متعال و بهمراه امين وحی (جبرئيل ) و بر مرکب فضا پيمايی به نام "براق " انجام شد.

حضرت محمد (ص) اين سفر با شکوه را از خانه ام هانی خواهر امير المومنين علی (ع ) آغاز کرد و با همان مرکب به سوی بيت المقدس يا مسجد اقصی روانه شد، و از بيت اللحم که زادگاه حضرت مسيح است و منازل انبيا (ع ) ديدن فرمود.

سپس سفر آسمانی خود را آغاز نمود و از مخلوقات آسمانی و بهشت و دوزخ بازديد به عمل آورد، و در نتيجه از رموز و اسرار هستی و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی پايان حق تعالی آگاه شد و به "سدرة المنتهي " رفت و آنرا سراپا پوشيده از شکوه و جلال و عظمت ديد. سپس از همان راهی  که آمده بود به زادگاه خود "مکه " بازگشت و از مرکب فضا پيمای خود پيش از طلوع فجر در خانه "ام هاني " پائين آمد.

به عقيده شيعه اين سفر جسمانی بوده است نه روحانی چنانکه بعضی  گفته اند. در قرآن کريم در سوره "اسرا" از اين سفر با شکوه بدين صورت ياد شده است : "منزه است خدايی که شبانگاه بنده خويش را از مسجد الحرام تا مسجد اقصی که اطراف آن را برکت داده است سير داد، تا آيتهای  خويش را به او نشان دهد و خدا شنوا و بيناست ". در همين سال و در شب معراج خداوند دستور داده است که امت پيامبر خاتم (ص ) هر شبانه روز پنج وعده نماز بخوانند و عبادت پروردگار جهان نمايند، که نماز معراج روحانی مومن است .

 

اصحاب و ياران حضرت محمد (ص):

پيامبر اسلام(ص) چه در مكّه معظمه و چه در مدينه، داراى اصحاب و ياران باوفايى بود كه برخى از آنان پيش از آن حضرت و برخى ديگر پس از ايشان از دنيا رفتند و تعداد آنان به هزاران نفر مى‏رسد. در اين جا به نام برخى از صحابه مشهور آن حضرت اشاره می‏شود:

على بن ابى‏طالب(ع) ، ابوطالب بن عبد المطلب ، حمزة بن عبدالمطلب ، جعفربن ابى‏طالب ، عباس بن عبدالمطلب ، عبداللّه بن عباس ،  فضل بن عباس ، معاذبن جبل ، ابوذر غفارى (جندب بن جناده) ، مقداد بن اسود ، بلال حبشى ،  مصعب بن عمير، زبير بن عوام ، سعد بن ابى وقاص ، ابو دجانه ، سهل بن حنيف ، سعد بن معاذ ، سعد بن عباده ، محمد بن مسلمه ، زيد بن ارقم ، ابو ايوب انصارى ، جابر بن عبدالله انصارى ، حذيفة بن يمان عنسى ، خالد بن سعيد اموى ، خزيمة بن ثابت انصارى ، زيد بن حارثه ، عبدالله بن مسعود ، عمار بن ياسر ، قيس بن عاصم ، مالك بن نويره ، ابوبكر بن ابى قحافه ، عثمان بن عفان ، عبدالله بن رواحه ، آخرین فرستاده خداوند که در تمام ادیان الهی رسالت ایشان مژده داده شده بود .

میلاد فرخنده و مبارک خاتم النبین ، محمد مصطفی بر جهانیان مبارک و فرخنده باد .

                                                                                  یادداشت سردبیر موج برنا : حمیدرضا رحیم زاده